تبليغاتX
هوالجواد

مهدی امامقلی

پس از انتشار خبری مبنی بر به کما رفتن سلطان بن عبد العزیز، ولیعهد عربستان در یکی از بیمارستان‌های آمریکا‌، در این کشور وضعیت اضطراری اعلام شد و یک هیات آمریکایی هم جهت ممانعت از درگیری‌ها و نظارت بر ساختار جدید نظام و توزیع سمت‌های خالی وارد ریاض شد. رسانه‌هاي مختلف همچنان اخبار ضدونقيضي درباره وضعيت جسماني وليعهد عربستان (عود بيماري سرطان و مرگ ولیعهد) ارائه مي‌دهند. جدای از صحت و سقم این خبر با نظر بر واقعیت‌های موجود اخیر درباره عربستان (تلاش‌های عربستان برای جلوگیری از وقوع انقلاب در کشورهای منطقه خاورمیانه آنهم پس از لشکرکشی این کشور به بحرین‌، طرح آمریکایی تجزیه عربستان به 3 کشور کوچک برای عملیاتی کردن طرح خاورمیانه جدید‌، تعاملات و توافقات وسیع و چندوجهی رياض با تل‌آویو و واشنگتن‌، سرکوب و بازداشت گسترده مردم درعربستان طی چندهفته گذشته به دلیل فرار و ورود دیکتاتور یمن به عربستان! و... ) بررسی وضعیت کنونی این کشور از چند جهت قابل تامل است:

1-عربستان یکی از کشورهای منطقه خاورمیانه و هم‌مرز با خلیج‌فارس و دریای سرخ است. در جنوب این کشور، یمن جای دارد. عربستان همچنین با عراق، اردن، کویت، عمان، قطر و امارات عربي متحده مرز دارد و علاوه بر کشورهای منطقه خاورمیانه (بحرین‌، اردن‌، مصر و. ..) با کشورهای اروپایی و آمریکایی توافقات اقتصادی، ‌تجاری و روابط دیپلماتیک قوی دارد. به دلیل همین موقعیت ژئوپلتیکی است که وضعیت کشورهای منطقه خاورمیانه برای عربستانی‌ها آنچنان حیاتی است که طی چندماه گذشته عرب‌ها همواره در صدد آن بوده‌اند از دیکتاتورهای بحرین‌‌، اردن‌، ‌يمن و... حمایت کنند به‌‌طوری‌که چند‌ماه پیش، ‌عربستان لیدر اصلی جریان سپر دفاعی جزيره (توافق کذایی کشورهای حاشیه منطقه خلیج‌فارس) برای اردوکشی‌های نظامی به بحرین بود. همین هفته گذشته بود که عربستان علي عبدالله صالح، دیکتاتور فراری يمن را به کشورش پناه داد و موجی از اعتراضات مردمی علیه حاکمیت عربستان سعودی را برانگیخت. از این رو است که پس از سقوط حکومت‌های دوست و همپیمان با عربستان‌، این کشور دچار انزوای دیپلماتیک در منطقه خاورمیانه شده است چه آنکه پس از دومینوی سقوط دیکتاتوری‌ها در منطقه خاورمیانه‌، ازعمق نفوذ و اقتدار سیاسی و نیز میزان واردات‌، صادرات و تعاملات تجاری خارجی عربستان با سایر کشورهای خاورمیانه کاسته شده و اکنون حاکمان این کشور 20 میلیونی می‌دانند که در آینده‌ای نه‌چندان دور بايد با بحران‌های اقتصادی و سیاسی عمیقی دست و پنجه نرم کنند. در حقیقت به جرات می‌توان گفت رسانه‌ای شدن طرح تجزیه عربستان به 3 کشور کوچک که از سوی آمریکایی‌ها مطرح شده است‌، علاوه بر برانگیختن اختلافات فرقه‌ای و تضعیف مسلمانان منطقه، راهکاری برای خروج از وضعیت «‌تزلزل هویت‌» حکومت سعودی است.

2 – از 80 سال پیش که پادشاهی سعودی در عربستان بنیان نهاده شد همچنان سیستم حکومتداری این کشور بر اساس پادشاهی مطلقه و حاکمیت توتالیتری بوده است؛ به عبارتی در عربستان شخص پادشاه تا زمان مرگ حکومت کرده و براي بعد از خودش جانشین انتخاب می‌کند و هیچگونه حقی برای اشخاص دیگر و مردم قائل نیست. از این‌رو است که دودمان ‌سعود که از سال ۱۹۳۲ میلادی در کشور عربستان‌ قدرت را در دست دارد، نام این کشور را منسوب به نام دودمان خود کرده‌ است‌! به استناد اخبار منتشر شده در این رابطه‌، در عربستان ۷ هزار عضو دودمان سلطنتی سعود، به همه کشور و 20 میلیون ساکن آن حکمرانی می‌کنند. این گروه علاوه بر در دست ‌داشتن در همه امور حساس کشور، ثروت‌های نجومی حاصل از فروش نفت و گاز و همه امور کشور را بدون حضور هر گونه نهاد انتخابی یا نظارت مردمی در اختیار خود گرفته‌اند! بیشتر بزرگان عربستان سعودی به خاندان بزرگ‌ الشیخ وابسته‌اند که از نوادگان محمد بن عبدالوهاب بنیانگذار فرقه وهابیت هستند. این بزرگان، با خانواده شاهی پیوند نزدیکی دارند. جالب آنکه در کشور عربستان‌که آمریکایی‌ها روی آن حسابی ویژه باز کرده‌اند حزب سیاسی، پارلمان و انتخابات وجود ندارد. ‌در این کشور در جاهای عمومی و غذاخوری‌ها جداسازی جنسیتی بشدت اجرا می‌شود و بر اثر فشار بیش از حد روی زنان، آمار خودکشی زنان بالاست به‌طوری‌ که در عربستان دولت اعلام کرده که زنان نمی‌توانند در نخستین رای‌گیری سراسری این کشور که گزینش شورای شهر است، رای‌ دهند! و علمای سعودی هم این تصمیم دولت مبنی بر رای ندادن زنان را تایید کردند و رای دادن زنان را موجب فساد و خلاف عفت دانستند! در عربستان، دانشگاه‌های متفاوت برای دختران و پسران وجود دارد و هیچ آموزشگاه مختلطی در آن جا یافت نمی‌شود و تحصیل زنان در همه رشته‌های فنی و مهندسی و نیز رشته حقوق ممنوع است! ناگفته نماند که در عربستان مشغول بودن زنان به هر کاری جز آموزش و پرستاری ممنوع شده و ورود زنان بدون همراهی محرم به بسیاری از جاهای عمومی سعودی از جمله بانک‌ها، رستوران‌ها و فروشگاه‌ها ممنوع است و موارد بسیار دیگری هست که نشان دهنده دیکتاتوری حاکمان این کشورعلیه مردم و بویژه حقوق زنان است. با این حال کشور عربستان در طول چند دهه گذشته تاکنون، همواره مورد تایید و حمایت داعیه‌داران دموکراسی و حقوق بشر بوده است!

3‌- بر اساس اصول اساسی، علوم اجتماعی و حقوق اساسی‌، یک کشور برای دوام و بقای حاکمیتی خود باید علاوه بر سرزمین‌، نیروی نظامی‌، جمعیت و... از مولفه‌های اساسی چون مشروعیت و مقبولیت‌، وحدت ملی و یکپارچگی اجتماعی برخوردار باشد. از طرفی تجربه تاریخی انقلاب‌های رخ داده در سده گذشته و فعلي بویژه انقلاب‌های اخیر منطقه خاورمیانه که دامنه آن تا کشور لیبی و نواحی اروپایی کشیده شده است‌، نشان‌دهنده آن است که دیکتاتوری‌، اصلی‌ترین عامل سلبی به‌وجود آمدن انگیزه برای رویارویی اجتماعی و مردمی با حاکمیت دیکتاتور است که بر اساس انگیزه‌ها و مطالبات دینی، اقتصادی، فرهنگی و ...‌، وحدت مشترک اجتماعی را شکل داده و بستر اصلی انقلاب را فراهم می‌آورد. وضعیت موجود کشورهای مبتنی بر سیستم توتالیتر و تمامیت‌خواه خاورمیانه و موج نارضایتی‌های عمومی که منجر به خیزش‌های اسلامی در این منطقه شده و پس‌لرزه‌های آن که تا قلب اروپا کشیده شده‌، گواهی بر این ادعاست که دیکتاتوری ماندنی نیست و اسطوره‌هایی که تا چندی پیش باعث بقای حکومت‌های بحرین‌، اردن‌، مصر و یمن و بویژه باعث تحکیم حاکمیت پادشاهی عربستان به‌شمار می‌آمد در حال فروپاشی و سقوط است. از این‌ رو است که پیش‌بینی می‌شود طلوع تجمعات و اعتراضات مردمی در عربستان علیه وضعیت موجود که بخشی از آن در بالا آمد‌، غروب سیستم سعودی و سقوط کانون اصلی دیکتاتوری خاورمیانه را رقم خواهد زد.

+ بیست و یکم تیر 1390 |


ادامه مطلب...
+ بیستم تیر 1390 |


ادامه مطلب...
+ بیست و دوم خرداد 1390 |


ادامه مطلب...
+ چهارم خرداد 1390 |


ادامه مطلب...
+ بیست و هشتم اردیبهشت 1390 |


ادامه مطلب...
+ بیستم اردیبهشت 1390 |


ادامه مطلب...
+ سیزدهم اردیبهشت 1390 |


ادامه مطلب...
+ ششم اردیبهشت 1390 |


ادامه مطلب...
+ سی ام فروردین 1390 |


ادامه مطلب...
+ بیست و هشتم فروردین 1390 |